کدبانویی

دیروز با همسری نشستیم یه سبد آلبالو رو هسته گرفتیم . اولین بار هستش که تصمیم گرفتم مربا و ترشی و... درست کنم.

کلا این حس کدبانویی که دنبال خلق چیز جدیدی هست رو دوست دارم.

و نتیجه ی تلاش صبح تا ظهر ما شد ، مربا ، ترشی ، شربت آلبالو و چند بسته آلبالو فریز شده برای غذاهایی با طعم آلبالو.

انصافا چه مربای خوشمزه ای شده،😋 شیرینیش هم به اندازه است که دل رو نمیزنه،🤗 فکر نمی‌کردم تجربه اولم این قدر خوب از آب در بیاد.

 

  • بـهـآر ...

چه خیال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی

از دست خودم خیلی ناراحتم

شخصیتم جوریه که در مورد دیگران نمی پرسم ، در مورد کارهاشون ، اهدافشون ، زندگیشون ، در کل از چیزهایی که به من مربوط نمیشه سرک نمیکشم و برام مهم نیست.

ترجیح میدم سرم به کار و زندگی خودم باشه تا دنبال کارهای شخصی و خصوصی دیگران ، البته ارتباط با دیگران رو دوست دارم ولی در مورد یه مسئله روز یا مشورتی و.... صحبت کردن .

ولی وقتی با افرادی که میخوان زیر و بم آدم رو در بیارن برخورد میکنم واقعا حالم بد میشه ، آخه ما چقدر درآمد داریم؟ چه هدفی داریم؟ بچه دوم میخواییم یا نه؟ و.... واقعا چه درد از شما رو دوا می‌کنه که میپرسی؟،😵🤐🤯😠

منم از اون دست آدمها هستم که زیاد اطلاعات شخصی بروز نمی‌دم ولی اگه یکی ۶ ساعت بشینه پیشم ،و مدام سوال کنه خب طبیعیه که نمیتونم جلو خودم رو بگیرم و خیلی از حرفها رو که نباید بزنم ،میزنم😤🤒

از دست خودم ناراحتم که چرا خیلی مقاوم نیستم ،خیییلی مقاوم تر 

و اسرار شخصی رو هیچ وقت نباید لو داد، به خصوص درآمد همسر، که مردا رو گفتن درآمدشون خیلی حساسن.

پس یادم باشه ،هیچ گاه جریانات زندگی، حال و هوای خانه و خانواده مو به بقیه نگم، حتی به یک نفر

 

وقتی از دست خودم ناراحتم ، آرامش روحیم سلب میشه.

امروز رفتم برا خودم پارچه خریدم که لباسهای خوشگل بدوزم، یه مانتو رو برش زدم که إن شاا... فردا دوختنش رو شروع کنم.

 

جمعه گذشته رفته بودیم یه جای قشنگی گردش، خیلی خوش گذشت.

 

 

 

  • بـهـآر ...

طرحی از یک زندگی

و ما از سفر چند روزه برگشتیم

از خونه ی باصفا و پر مهر پدری به سختی دل کندیم و اومدیم که برسیم به زندگیمون.

خب از فردا باید جدی کارهامو شروع کنم. کلی کار عقب افتاده دارم .

 

خانه ی پدری

 

 

​​​​​

  • بـهـآر ...

روز خوب

 

استارت یه روز خوب از همون اول صبحش زده میشه ، 

از بیداری نماز صبحش و تماشای بین الطلوعینش

امروز هم مثل بقیه ی روزها یه روز خاص و دوست داشتنی بود 

بعد از ظهر رفتیم یکم بازار گردی ، پارچه فروشی و مغازه های اشیای فانتزی

دلم میخواست کلی از این جینگول فانتزی ها بخرم🤗 ولی فقط سه عدد عروسک فانتزی کوچولو گرفتم ،که یه دونش خیلی زود به دست نبات خانم نابود شد😏.

خدایا شکرت بابت این همه روزها ونعمت های خاص و زیبایت

 

 

  • بـهـآر ...

هدف اول

یوهو یوهو

هدف اول امسال رو زدم 💪

واسه گواهینامه ثبت نام کردم ، که امروز آزمون شهر رو قبول شدم.

و پرونده ی گواهینامه به عنوان هدف اول امسال بسته شد.

پیش به سمت اهداف بعدی

ما میتوانیم ....

  • بـهـآر ...

بیاییم لذت ببریم

فکر میکنم آدمها سمت کسانی جذب میشن که پرانرژی و شادابن و در حال دویدن هستن و مهم تر از اون در حال لذت بردن از زندگی هستن.

بیایین شروع کنیم از همه چیز زندگی لذت ببریم ، از پدر و مادر ،همسر ، فرزند

از خانه ی اجاره ای ، از آدم ها ،از ماشینمون که مدام باید تعمیرگاه باشه ، از لباسامون ، از قدم زدن هامون و....

از همه چیزهای اطرافمون لذت ببریم ، عشق کنیم.

 

  • بـهـآر ...

اردیبهشت ،ماه عاشقی های بی ملاحظه

 

یک شی را به بالا پرتاب کنید چه موقع سقوط میکند؟

هنگامی که از حرکت بایستد.

مادامی که در حال رشد و حرکت هستیم سقوط نخواهیم کرد.

و.ن: اردیبهشت قشنگم هم داره قدم زنان دور میشه. ،دلم برات تنگ میشه اردیعشق

  • بـهـآر ...

و سلام که نام خداست

یادم رفته بود که گوشه دنجی به این زیبایی دارم اونم تو گوشه ای دنج از فضای مجازی

به به

یک سال دیگه گذشته و من بزرگتر شدم ، میشه گفت اشتیاقم به زیبا زندگی کردن هم زیادتر شده.

خب اسفندماه ۹۹ نشستم و برا خودم حساب و کتاب کردم که از سال ۱۳۹۰ تا الان که نزدیک ۱۴۰۰ هستیم من چه چیزایی به دست آوردم ؟ چه کارهایی انجام دادم ؟ و در کل چگونه گذراندم

و مهم تر از اون اینکه برا ۱۴۰۰ تا۱۴۱۰ به شرط زنده بودن ،یه برنامه بلند بالا نوشتم.

فقط فهمیدم این ده سال گذشته خیلی سالهای خوبی بود با همه بالا و پایینش ولی می‌تونستم تو اوج بهترین سالها خیلی کارها انجام بدم و پیشرفتهای زیادی داشته باشم😞

ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیریم تازه است

پس به امید روزهای زیبا

  • بـهـآر ...

خانه ی پدری

و ما نزدیک یک هفته ست داریم هوای خانه ی پدری رو با تمام وجود استشمام میکنیم.

فکرکنم بهشت همان خانه ی پدری ست.

با برادرها روزهای خوشی را می‌گذرانیم .

نبات که اوج خوشیشه، با بچه های همسایه کم کم داره دوست میشه و مدام بهونه دویدن در خیابون با دوستاش رو میگیره.

 

 

 

  • بـهـآر ...

به وقت سحر ۲۲ رمضان

از این که میبینم ماه قشنگ و عزیزم داره تموم میشه ، دلم پر از غصه میشه

چقدر امسال دوست داشتنی تر شده بودی ماه من

بمان ، دلم برایت تنگ میشود

حرفهای ما هنوز ناتمام

تا نگاه می‌کنی وقت رفتن است

  • بـهـآر ...

زنـان کـوچـک

اینجـا منطقـه ی امن من است ، جای آرامِ دنیـا
Designed By Erfan Powered by Bayan